زين الدين محمود واصفى
391
بدايع الوقايع ( فارسى )
[ 14 ] گفتار در ذكر نزاكت و لطافت مزاج امير عليشير « 1 » ( 70 b ) جناب امير را ملازمى بود شيخ بهلول نام كه مستشار و مؤتمن و معتقد و معتمد آن حضرت بود ، و جزئى و كلى مهمات سلسلهء خود را [ از ] قليل و كثير و نقير و قطمير به كف كفايت ويد درايت او مفوض و موكول گردانيده بود . او را عقل مدبر و نفس ناطقهء مير مىگفتند . جيب و طراز خلعت ناموسش به درر [ و ] لآلى فضايل و كمالات مكلل بود و جميع حيثيات وى در نظر اهل فضيلت و كمال مكمل مىنمود . در جميع فضايل مشهور و معروف بود و از همه فنون بر « 2 » خبر و صاحب وقوف ، خصوصا در فن انشا و معما كه عديم المثل و بىنظير بود . اما آثار فضيلت از وى ديردير به ظهور مىآمد . چنانچه حضرت مير او را به داش چينى تشبيه كرده بود . بعضى از كوته انديشان « 3 » بىخبر و كجطبعان بىبصر اين را از جملهء عيوب مىشمردند ، [ و ] الحق اين از جملهء صفات كمال وى بود . [ نظم ]
--> ( 1 ) - در اينجا مطالبى كه در حاشيه صفحات نسخه A بود پايان مىگيرد و از اينجا دنبالهء مطلب در متن صفحات آن نسخه نوشته شده است ( 2 ) - P . C . B 2 : با ( 3 ) - A : كوتهنظران